تبلیغات
فاتحان بدر و خیبر - راهیِ ِ نور (10) : غربت ِ اروند
ما فاتحان بدر و خیبر بی‌قراریم * امروز دیگر شوق فتح مکه داریم
« بسم الله الرحمن الرحیم »



فضایش سنگین است

غربت انگار دارد خفه ات می کند

بغض داری اما اشک نه !

اروند را می گویم . . .



یادمان شهدای والفجر 8



اما سوار کشتی که می شوی

به بطن دریا که می روی

به محل غرق شدنشان که نزدیک می شوی

آرام تر می شوی

اما ازدحام جمعیت آرامشت را بر هم می زند . . .




ثبت شده در : چهار شنبه ، دوازدهم فروردین ماه سال 1394 ، ساعت 13 ؛ یادمان شهدای اروند کنار







لحظه نوشت : 

از اروندِ دوست داشتنی ،  بهت و بغضِ بی اشک و غربت و سنگینی و سکوتِ توام با همهمه در خاطرم است . . .

بوی دریا و صدای امواج و همهمه و قهقهه ی مستانه ی جگر گوشه هایی که سر در آب بردند و هرگز برون نیاوردند . . .

آبی که آتش به دل میزد

آبی پر از کبوتر گمنام . . .





طبقه بندی: سفرنامه ی جنوب، خاکیان افلاکی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 شهریور 1394 توسط خادمة الشُّــهداء
نمایش نظرات 1 تا 30